واکسن 6 ماهگی
ساعت ۸:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢٤   کلمات کلیدی:

واکسن شش ماهگی در واقع شروع تاز ه ای هست چون تا 6 ماه دیگه من دیگه راحت میشم انشا ء الله شاید تا اون موقع اخلاقت خوب شده باشه  وزنت مثل همه ماههای گذشته کم بود ولی من واقعا نمی دونم باید چکار کنم فقط امید وارم خدا خودش تو رو شفا بده و بجای این همه زیبایی که در چهره تو قرار داده یه کم هم تو رو برای ما بزرگ کنه  چاق و چله

پسر طلایی مامان کارت بهداشتت هست میتونی نگاه کنی که چقدر کوچولو بودی چهار دست و پا می ری اینور واونور و توی دل من وبابایی قند آب میکنی

 منو ببخش که به بیان احساساتم نسبت به تو بیشتر می پردازم تا خودت آخه تو برای مایی  و من نمی خوام این لحظات رو با هزار تا چیز دیگه عوض کنم


 
تو قشنگ ترین شش ماهه دنیایی
ساعت ٢:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/۱۸   کلمات کلیدی:


 
ورود به اداره
ساعت ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/۱٧   کلمات کلیدی:

با نزدیک شده به پایان تاریخ مرخصی شش ماهه من  ، هم خوشحالم هم ناراحت ولی خوشحالتر به این خاطرم که دغدغه تلخ بردن تو به  مهد کودک با قبول کردن زحمت های تو یک هفته یک هفته به دوش دو تا خونه ومامانا به خوبی و خوشی تموم شد