گل گلی مامان
ساعت ۸:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۳۱  کلمات کلیدی:

پسرم قشنگترین رویای مامان از اینکه به موقع محل خوابتو از خودمون جدا کردم وحالا چند ماهی هست که توی تخت خودت میخوابی خیلی خوشحالم چون احساس میکنم با این تصمیم به موقع هم من راحت تر شدم هم تو مستقل تری هر چند چند بار توی طول شب بلند میشی ولی بازم خوبه عزیزم امید وارم بهترین های روزگار مخصوص مخصوص تو باشه محمد فاضل من


 
شیطون بلا
ساعت ۸:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۱٧  کلمات کلیدی:


هر چی میگذره به جای اینکه من امید داشته باشم آقا تر بشی میبینم به شیرین کاری ها وشیطنتات اضافه میشه آخه پسر گل مامان شیطون کی میره روی ماشینش بشینه که با سر بخوره زمین ماشین مال بازی
عزیزم وقتی میبینم خودت میای میشینی غداتو هم میخوری خیلی خوشحال میشم میشه با تمام فضولیات این یکی رو همینطوری حفظ کنی فدای شما مامان


 
پسر گلی
ساعت ۸:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۸  کلمات کلیدی:

دلم برات میسوزه وقتی فکر میکنم تمام بچه ها توی رختخوابشون خوابیدن ولی تو باید حاضر بشی و با مامانی بیای بیرون تا من به موقع برسم اداره فدات بشم بد اخلاقی نکن دل خودم به اندازه کافی میگیره اون وقت گریه های تو هم ....
دوست دارم تمام هستی ما فدای صورت کوچیکت بشم مواظب خودت باش تا من بیام دوباره پیش هم باشیم


 
سال نو مبارک
ساعت ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱/٧  کلمات کلیدی:

قشنگ ترین مامان پسر گل بابایی سال نو و دومین بهاری که تجربه میکنی مبارکت باشه صد سال سال یه این سالها ساعت 9 شب عید شد