خونه آقای باقری
ساعت ۸:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۳٠  کلمات کلیدی:

این روزا بازار افطاری هم که داغ داغه و ما بعضی شبا دوجا هم دعوت داریم دیشب خونه به قول تو باق بودیم که تو با شیرین زبونی هات همه رو شاد کرده بودی امین و متین هم بودن همون جا به وبلاگت هم سری زدن و با سختی نی نی سایتو هم ،خیلی شب خوبی بود چون مثل هرشب رفتیم هیات بابا قران گوش کردیم و به خاطر وفات حضرت خدیجه افطاری دادیم وشب هم بعد از خونه آقای باقری رفتیم خونه یکی از دوستای بابایی روضه که دیگه توی ماشین شما نفهمیدی چه طوری خوابت برد این برنامه فکر کنم تا آخر ماه رمضون همینطوری فشرده باشه خیلی خوبه هم برای ما روزه داری آسون میشه هم برای شما با خاطره های خوشش ماه رمضون جذاب
«دوستدار قشنگ ترین های دنیا برای تو ؛مامان »


 
بستنی فالوده ای
ساعت ۸:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢٦  کلمات کلیدی:


علاقه به بستنی فالوده ای یه مدتی شده روان ما رو به هم زده از یک طرف و از طرف دیگه کارای عجیب غریبی که میکنی بعنوان نمونه همین دیشب اسپری رو صاف انداختی توی چاه آشپزخونه باز جیغ جیغ هم میکردی که خودت در بیاری خلاصه بعد از اینکه خوابیدین با هزار تا بدبختی از توی چاه درش آوردم قبلا هم چند تا سنگ حسابی توش انداختی فقط مگه خدا ما رو حفظ کنه یه مدتی کارای فضولی خیلی میکنی مثلا یاد گرفتی در حیاط رو باز میکنی و به قول خودت دوسام کوچه یا در ماشین رو باز میکنی و میای پایین خلاصه مرتب باید یکی با دهن روزه دنبالت باشه تا یک وقت کار اشتباهی نکنی


 
خدایا شکرت
ساعت ۸:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱٩  کلمات کلیدی:


امروز و در این ساعت اولین روز تابستانی من با کمال آرامش شروع شد توی این چند روز امتحاناتم مردم وزنده شدم اگرچه امتحاناتم رو خوب دادم وفقط دو تا رو خراب کردم ولی در کل راضیم دلم برای بازیک ردن وبیرون رفتن و... با تو تنگ شده بود عزیزم از صبر وتحمل بابای مهربونت که توی این مدت هم به تو کمک کرد و هم به من روحیه داد ممنونم البته از تو هم که نهایت جیک جیک گری تو بخرج دادی تا مامان آرامش داشته باشه ! ممنون دوستون دارم


 
اطو کشی
ساعت ۸:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٩  کلمات کلیدی:


در تاریخ 7/5/89 برای اولین بار من پیراهن شما رو اتو کردم پیش ازاین همیشه تی شرت های فینگلی داشتین که حالا با خرید این پیراهن جدید منم اولین تجربه لباس فینگیلی اتو کردن رو داشتم دوست دارم بزرگ شدنت با سعادت و خوشبختی آرزوی ماست


 
مراسم ظهران تابستانی
ساعت ۸:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۳  کلمات کلیدی:


ظهر ا دوساعت بلکه هم بیشتر آب بازی میکنی که دقیقا جنست چروک چروک میشه تازه کاش فقط آب بازی باشه تمام شاپوها توی آب لباسات توی آب اسباب بازی توی آب و خودت هم توی آب ای خدا بعضی وقتا هم که با همون تن خیش آب شرون میای توی حال و یک احوالی از من میگیری
بعضی وقتا هم که میبینم خیلی سرگرمی صدات میکنم محمد فاضل میگی ب یی ولی امان بعضی وقتا که میفهمم سرتو زیر آب میکنی اونقدر وحشت دارم اگر چه که استخرت کوچولوی کوچولوی اما مجبورم مرتب بدون اینکه خلوت بازیتو بهم بزنم بیام نگات کنم دوست دارم باوفا راستی سالگرد قمری ازدواجمون من به بابایی عطر دادم و اونم دسته گل مریم با دودست لباس تو خونه داد و مامان طوبی هم با تبریک پیام کوتاه اکتفا کرد چون خیلی خیلی درگیر نی نی قلو های خاله جونه


 
فرهنگ جدید محمد فاضل دهخدا
ساعت ۸:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۳  کلمات کلیدی:


آب بزرگ : فواره
ماشین بزرگ : کمپرسی
پسری بابا : پسر بابا
بابا خر : عکسی که شاهزاده روی پشت بابایی خر سواری میکنن
وایلا : واو یلا
عیی: علی
س عید : سعید
آناز : بهناز
مامان کیم : مامان کرم
شبار: شلوار
ا لاو : عروسک
ILOVE
م سین : بیچاره محمد حسین
آب بیزی: آب بازی