این چند روزه
ساعت ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٩   کلمات کلیدی:

دلم برات تنگه تو خیلی با هوش و با ادبی حرفای بزرگانه هم میزنی به منو بابات خیلی محبت داری اونقدر دوست دارم که حد نداره

بابات برات از دبی چیزی نبوده که نیاورده باشه خیلی خیلی قشنگه  البته کلانبودن بابا جون ارزش هیچ سوغاتی رو نداره اینو از رفتارت توی این یک هفته فهمیدم بودن ما کنار هم خیلی با ارزش تر و قشنگ تره

موکتای اتاقا رو عوض کردیم کلا از شلوغ بودن دور و برت خیلی خوشت نمیاد ولی خوب آخر همه اینها یه خونه مرتب برای عید میشه عزیزم

دیشب هم رفتیم که پیتزا فروشی 5 تا پیتزا سفرش دادیم ماو خونه مامانی و خاله ناهید با بچه ها خوردیم وبعد شام هم بهزاد چند تا ترقه نوری انداخت که خیلی مورد علاقه شما قرار گرفت امید وارم که همیشه خندان باشی

امشب هم عقد دختر عموی باباست امید وارم خوش بگزره

موضوع بعدی که دلم میخواد برات بگم دلتنگی ودیشب یه خواب خوب دیدم حرم امام رضا خودم رهبرم که توی نماز بود سربازا مادربزرگم که مرده بود ولی توی خوابم سرحال بود با هم خوش وبش کردیم روبوسی کردیم .نمیدونم شاید دلم دیگه دنیا رو نمیخواد هرچند تو وبابای گلت برام خیلی عزیزین ولی دیگه دلم خیلی تنگه !