اولا نزدیک بود دغ کنم چون دو روزی بود نمیتونستم بیام اینجا و برات بنویسم که خدا رو شکر بخیر گذشت

دوم اینکه مردم ژاپن درگیر زلزله به اون بزرگی نشدن اما با ظغیان آب ، تمام کشورشون از این رو به اون رو شده و تازه با مشکل تشعشات هسته ای هم رو برو هستن میدونی عزیزم با این حادثه و درگیری هایی که در کشور های عربی رخ داده جای امام زمان بیش از پیش خالیه .

در مرحله بعد از شیطون کاریات میگم که توی این یه هفته گذشته کلی آتیش سوزوندی شیرین تر از قبلی ناز مامان ، طلایی فدای تو بشم با خنده ها و لوس بازی هات

بعضی وقتا به مامانی هات حسودیم میشه چون اونا بیشتر با شما هستن تا من ، هرچند من همیشه قدر دان زحماتی که بی منت برای نگهداری شما میکشن هستم اما دستم برای جبران این همه آرامشی که به ما عنایت کردن کوتاهه

عزیزمامان شبای عید نزدیک تر میشه و شما سومین بهار رو با زیبایی این چند ساله حضورت به اوج خودش رسوندی دوست دارم قناری شیرن سخنم

یکی از جمله های که میگی اینه که ( امشب شب شهادت ابا عبدالله صلوات بلنده بلفته ) من و بابایی عاشق ان جمله شما هستم

وقتی دیشب به تو و بابایی نگاه میکردم با خودم گفتم ای خدای مهربان شکرت که ما همگی سالم و شاد کنار همیم تورا به خاطر این همه آرامش شاکرم و ای خدای مهربان دوستت داریم



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳۸٩/۱٢/٢٦ | ٩:۱٠ ‎ق.ظ | نویسنده : مامان | نظرات ()