چقدر طول کشیده ...
ساعت ٩:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٩   کلمات کلیدی:

یه مدت طول کشیده تا دوباره آمدم وخاطرات تو بهانه زندگی رو وارد کنم بابت این مسئله عذر خواهی - از این چند روزه مهم تراشومیگم

هفته گذشته به جز یه شب که تو خونه مهمون داشتیم بقیه شبها به ترتیب خونه مامان عذری خونه مامان طوبی  خاله ناهید خاله صغری و همسایه مامانی ما رو دعوت کردن ممنون از همشون

دیشب که شروع شب های احیا بود ما هم که زنگ تفریح مون هیات هست  مثل هر سال با کلی شال و کلا رفتیم تا ساعت 3 بودیم خیلی خیلی خوبه  - یادم میاد من از زمانی که شما توی شکم مامانی بودی میرفتیم هیات چه توی محرم چه توی رمضان از وقتی هم که آمدی باز میامدیم حالا اونقدر بودن توی اینطور مجالس به ما سه تا انرژی مثبت میده که حد نداره و یه حسن خوبی که برای شما داره افزایش صبر و متانت هست

از قضیه روانشناس هم راجع به خیالپردازی شما - نظم - نقاشی - مهد کودک آیا بری یا نه  وعلاقه شما به مطالعه و قصه گفتم که همه چیز نشان دهنده این هست که شما روند رشد خوبی داری چراکه ما برای شما از روش بازی و قصه و نقاشی استفاده میکنیم و واقعا هم خیلی سعی میکنیم واین امر نتیجه داده و شما توی سن کم اینطور ویژگی های بارزی نسبت به گروه هم سالان خودتون دارین

بازم به خاطر اخلاق خوب و باصفات که فکر میکنم همه از گل روی باباجون هست هم از تو و هم از بابای مهربونت ممنونم دوستون دارم قلب