کوچولوی با احساس مامان  دوست داشتی من امروز یه کم حال خودم خرابه البته شاید به خاطر اینکه از دیروز نهار چیزی نخوردم

دیروز بارون قشنگی اومد و من چون توی راه برگشت به شما قول داده بودمک ه ببرمت زیر بارون در نتیجه تا رسیدیم گفتم برو چترتو بیار تا در هوای کاملا بهاری و بارونی کلی کیف کنیم تا یه یک ربی با چکمه و چتر زیر بارون بودیم بعد آمدیم توی خونه و من دراز کشیدم و بعد نکته مهم اینجاست که شما وقتی که من استراحت می کردم وهم موقعی که بابایی استراحت کرد خیلی آرام آرام بی سرو صدا رفتی توی اتاقت مشغول بازی و مطالعه شدی و اونهم در نهایت آرامش و واقعا تو رو به خاطر این همه ادب و احساس مسئولیت ستایش می کنم و از خدا هم به خاطر شما  و باباجون که به من داده تشکر میکنم

دیشب هم باهم کلی نقاشی تمرین کریم و تو باسعه صدر نقاشی های زیبایی کشیدی در فرصت مناسب براتون تصاویر نقاشی ژسرم رو می زارم



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳٩۱/۱/٢٩ | ٧:۳٠ ‎ق.ظ | نویسنده : مامان | نظرات ()