این روزای شهادت حضرت زهرا توی هیات جلسه هست و میشه گفت ماتا آخر هفته درگیریم بخصوص باباجون ومن خوشحال از اینکه یکسال دیگه هم در کنار همیم تا عذاداری کنیم یادش بخیر یکسال پیش ما شب شهادت حضرت زهرا (س) محرم شدیم وشب جمعه ای هم بود که وارد خانه خدا شدیم واون صحنه غیر قابل وصف که کعبه رو دیدیم یاد آوری میکنیم توی این لحظات اونقدر من وبابایی باهر لحظه و عکس وفیلمی از مکه ومدینه قلبمون به تپش میوفته ومن دلم میخواد گریه کنم وقلبم ازاندوه دوری از ائمه بقیع تنگه بخصوص با توجه به اوضاع مدینه که خدا لعنتشون کنه ... صبح های زود بعد نماز که میرفتیم پشت قبرستان بقیع و واشک میریختیم و من هر لحظه باروشن شدن هوا سعی میکردم تمام اون صحنه هار در مغزم حفظ کنم چون میدونستم مثل حالا قلبم خیلی تنگ میشه 

یادش بخیر خدا نصیب همه بکنه



تاريخ : ۱۳٩۱/٢/۳ | ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : مامان | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.