امروز خاله جون آمد که ظهر خونه ما بخوابه ولی تو اونقدر اذیت کردی که سردرد گرفت ونخوابید بهتر همه بفهمن که وقتی من میگم نمیزاری بخوابم کسی باور نمیکنه دیگه کاریش نمیشه کرد توکه برای من وبابای بیچارت نه صبح نه ظهر و نه شب گذاشتی



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳۸٧/۱۱/٢۸ | ۱:٠٧ ‎ب.ظ | نویسنده : مامان | نظرات ()