سلام مامانی فدای دل صبور و مهربانت عزیزم که هر چی بگم بازم کمه میدونی توی این چند روز که مبینا جان به دنیا آمده و من برای اولین بار عمه شدم خیلی پر هیچان و البته کمی پر مشغله تر هست چون من توی اداره هم کار دارم و وقتی میام خونه شما استراحتت رو کردی و عصر میریم از خاله مهین یه سری میزنیم تا به خونه میرسیم شامی میخوریم 11 شب میشه و من تقریبااز خستگی مچاله مچاله هستم ولی با این حال این صبر و حوصله تو هست که کلی به من انرژی مثبت میده تا حالا من پسری به خوبی تو ندیدم الهی که بری که بزرگتر و بهتر از تو روی کره زمین نباشه

خدای مهربان مرا ببخش وممنون از اینکه یه کوچولوی خوب به اسم مبینا به ما دادی که هم ما رو خوشحال کرده و هم مادر و پدرش رو ذوق زده

بعدا توی یه پست دیگه عکس قشنگ از مبینا میزارم



تاريخ : ۱۳٩۱/۳/٢۱ | ۸:۱٥ ‎ق.ظ | نویسنده : مامان | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.