راستش خودم هم خلا کم گفتن حرفایی که بین من و پسرم هست رو احساس کردم اما حالا که دیگران هم میگن چشم و ممنون مامانای ناز

- پسرم اغلب اوقات خیلی بزرگانه رفتار میکنه و خیلی بچه گانه کار نمیکنه بیشتر سعی میکنیم  آخر شب که همه جا آرومه باهم یه صحبتهایی بکنیم مثلا دوشب قبل موقع خواب برای آشنایی پسرم با دین اسلام و ائمه داستان مبعوث شدن حضرت محمد رو براش تعریف میکرم و تا جای عروسی حضرت زهرا( س) پیش رفتم دیدم براش خیلی هیجانی هست بقیه اش رو برای دیشب گذاشتم بعد دوباره طبق شب قبل با هیجان مراسم عروسی حضرت زهرا رو  تعریف میکردم و اینکه توی اون شب باشکوه لباسشو داده به فقیر بعد اونم نه گذاشت نه برداشت گفت خودت اونجا بودی دیدی چشم

خدایا مارو ببخش ما هدفمون آشنایی بنده ات با دین اسلام وائمه است



تاريخ : ۱۳٩۱/٤/٢۸ | ۱:٤٧ ‎ب.ظ | نویسنده : مامان | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.