ای کاش حرم بودم و مهمان تو بودم

مهمان تو و سفره احسان تو بودم

یک عمر گذشت و سر و سامان نگرفتم

ای کاش فقط بی‏سر و سامان تو بودم

تا چشم گشودم به دلم مهر تو افتاد

زآن روز چو آهوی بیابان تو بودم

طوفان عجیبی است غم عاشقی تو

چون موج اسیر تو و طوفان تو بودم

ای گنبد تو عشق ، من خسته دل ای کاش

چون کفتر پر بسته ایوان تو بودم

یک پنجره فولاد دلم تنگ تو آقاست

ای کاش ز زوار خراسان تو بودم

میشه این عاشق کوجولوت رو پناه بدی امام رضا منم محمد فاضل میدونی مامانم میگه که هرچی داره از شماست میشه به منم بدی همه اون چیزی که خودت صلاح میدونی و میشه آیا همه بچه های دنیارو هم همینطور..........



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳٩۱/٧/٥ | ٤:۳۳ ‎ب.ظ | نویسنده : مامان | نظرات ()