این روز ها روز های خوب زندگی میتونم بگم شما با آرامش میری مهد و الان سه ماه و 5 روز از اولین روزهای رفتن به مهد میگذره و شما بزرگتر و فعال تر از قبل شدی تفاوت بین زن ومرد که گاهی نشات گرفته از طبیعت پسر بودن شماست خودشو بیشتر نشون میده بعنوان نمونه وقتی میخوای چیزی رو  انتخاب کنی میگی این دخترانه است یا پسرانه خیلی جالب بود که امشب مامان طوبی و بابا بزرگ و خاله فرزانه آمدن خونه ما لطف کردن و برای بابایی لباس کاموا و برای من یه پشت مویی قشنگ و برای شما بدلیل علاقه قبلی شما لاک که حقیقتا خیلی خوش رنگ است  آوردن و من یقینا برای خودم استفاده خواهم کرد ، خلاصه وقتی رفتن میگی مامان مگه من دخترم که مامان طوبی برام لاک دخترانه آورده و حالت سوالی که نکنه اشتباه کرده باشی میگی مگه اون لاک دخترانه نیست ؟

 یکی از علاقه های این روزا که هروقت پات به خونه میرسه و یا از خواب بیدار میشی مداحی با میکروفن واقعی است که به دلیل حضور فعال شما در هیات در شما انگار نهادینه شده باشه مرتب در حال ضبط حرکات مداحان هستی

 واما نمونه شعر های مهد کودک شما

جنگل

جنگل من چه زیباست     پر از درخت و گلهاست

شیر و پلنگ و آهو        گربه ی ناز و اخمو

خرگوشک نازنازی            میره تو جنگل بازی

شب که میشه دوباره          جنگل ما تو خوابه

صبح

صیح که  از خواب پامیشم                 یکمی ورزش میکنم

تو باغچه گردش میکنم        وقتی شدم پاکیزه

مامانم برام چای می ریزه            میگه بخور ریزه میزه

                                                            یلدا           

بلندترین شب کدومه

شبی که به یاد میمونه

شب بلند و زیبا شب قشنگ یلدا

یک شب سرد وقشنگ

با میوه های رنگارنگ

سیب وانار وهندونه

مزه اش به یادم میمونه

با یک سبد گل بزرگ

میریم خونه مادربزرگ

مادربزرگ خوبم قصه میگه یه عالم

درخت

من یک درختم ، سرسبز و شادم

بالا بلنم ، رفیق بادم

 می بینم اینجا، اطراف خود را

در روبرویم کوه است و صحرا

پا در زمینم ، سر در هوایم

 آزاد هستم ، از غصه هایم 



تاريخ : ۱۳٩۱/۱٠/٤ | ٩:۳٥ ‎ب.ظ | نویسنده : مامان | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.