خستگی آمدن بهر و عید دیدنی
ساعت ۸:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱/۱٠   کلمات کلیدی:

علی رغم اینکه بچه ها مهمونی و دید و بازدید و بازی و بودن با همسن و سالاشون رو دوست دارن و متاسفانه این امر در خانواده هم من و هم شوهری زیاده برای همین من در این لحظه بیشتر میتونم بگم که دارم کشته میشم از این همه پذیرایی و پذیرایی و پذیرایی حالا چه ما میزبان باشیم چه مهمان ناراحت خلاصه منم از اون دنده سگی دیگه دیروز با وجود اینکه شب قبلش یه 50 تا مهمون داشتم خودم رو گرفتم که روز جمعه بریم خارج از شهر و خوش بگذرونیم و از اونجایی که نهار و هوای آزاد و بخصوص جایی که ما نشسته بودیم جوی آب روان خیلی زیباست در نتیجه خیلی خوب بود ولی باز عصرش مهمون داری کردیم و بازم برای امشب هم سه جایی باید بریم تا ان شاالله دیگه کسی باقی نمونه که بریم خونش یا بیان خونمون و منم یه نفسی بکشمزبان

نمایی از پذیرایی

دورت بگردم