تقریبا این دوهفته بعد از سفرمون نشد به راحتی دستی به خونه برسونم برای همین تصمیم گرفتم علی رقم اینکه بابایی جمعه هم سر کار بود هم به شما و هم به من خوش بگذره بگم که دیشب رفتیم پارک وضمن دوچرخه سواری حرفه ای شما ،شام هم در پارک صرف کردین و همینطور در فضای جدیدی که درست کرده بودن کلی هم آب بازی کردی

صبح هم رفتیم بیرون تا من برای نهار ظهر یه چیزایی بگیرم که تا رفتن و برگشتن به خونه منو کچل کردی با اسکوتر سواری بعدم که مبینا آمد و عمه فداش بشه با هم بازی کردین و به سلامتی بابایی منت نهاد و برای نهار خونه آمد عصر هم بستنی تزیین کردم و جاتون خالی میل کردین والانم رفتی توی حیاط تا به قول خودت کمک بابایی کنی و مثل یه موش آب کشیده آمدی توی اتاق ، بهت میگم اگه سرمابخوری این دفعه آمپول حتمی با پرویی میگی اگه بخوای آمپول بزنی من میدونم وتومتفکر

حرفای خودمو بهم بر میگردونی ههههههههه



تاريخ : ۱۳٩٢/٢/٢٧ | ٤:٢٩ ‎ب.ظ | نویسنده : مامان | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.