راه رفتن
ساعت ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۱  کلمات کلیدی:

 

تاجایی که یادم اونقدر هوای خودتو داشتی که لحظه ای از مبل و دیوار و میز و .. هنگام راه رفتن جدا نمیشدی ولی یکدفعه با دوسه قدم شروع کردی واز شب تولدت به بعد بهتر شدی و حالا دیگه اصلا چهار دست و پا نمی ریری و اونقدر مرد شدی که مامان طوبی برات یه جفت کفش هدیه خریده