روز پدر امسال برای بابایی یه جورایی کمرنگ تر بود هر چند خیلی عشق با هاش همراه بود ولی به خاطر بعضی موارد از جمله کمبود نقدینگی با چند تا گلدون و آگهی توی روز نامه و شیرنی و دسر تمام شد ولی خوب دیگه ..قلب

برای این روز به محمد فاضل یه تفنگ به قول خودش و انچه توی فیلم چه دیده بود تفنگ چمرانی گرفتیم کلی طفلک ذوق داشت رفته به دوستاش گفته اینو برای روز مرد برام گرفتن دوستاش خندیدن بهش میگن تو که بچه ای مرد نیستی خلاصه آقا هم کلی تپل کرد خودشوعصبانی

برای مامان عذری و بابابزرگ هم هدیه گرفتیم رفتیم خونشون و بابایی هم از طرف هر دو خانواده هدیه گرفت .چشمک

از جمله رویداد های مهم عید هم رفتن خارج از شهر و آب بازی مفصل وگرفتن کلی حلزون توسط محمد فاضل بود که باعث شد جو اینو بگیره و صبح گریه دار و غصه دار بره مهد

متوجه شدیم مسئول خوب مهد خوب محمد فاضل متاسفانه مریض شدن که خیلی خیلی ناراحتمون کرد امید وارم خیلی زود خوب بشن ناراحت

یکی از برنامه های پیش رو توی این هفته تمام کردن برنامه ریزی درسیم هست چون دیگه داره فصل پر استرس امتحانا شروع میشه والان بهترین وقته که از آب و خوراک و تفریح بزنم خودمو آماده تر کنم ولی امان از این وروجک خدایا کمکم کن اگه شما ها هم نظری دارین بهم بدین بخصوص مامان الینا و شاپرک جان ماچ



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳٩۳/٢/٢٤ | ٦:٤٧ ‎ق.ظ | نویسنده : مامان | نظرات ()