گرمای تابستون ...
ساعت ٩:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٦/٤/۳۱   کلمات کلیدی:

روزایی که بچه توی خونه باشه و مامان و باباش سرکار ، با دنیای کوچیکی که هیچ امکاناتی نداره خیلی سخته ، ولی خدا به محمد فاضل صبری داده که کمبود ها رو تحمل کنه ، هرچند من از کوچیک ترین فرصت ها برای بیرون بردن و گردوندنش استفاده میکنم ولی خو ب دیگه خیلی نمیشه مناور داد فقط یه سری به مشهد زدیم به امید بهبود اوضاع ولی دیگه از دست بابایی که خیلی به ما وقتشو اختصاص نمیده ....

این روزای درگیر عروسی خاله هستیم امیدوارم همه چی به خوبی و خوشی بگذره خاله فرشته هم توی شهریور کوچولوش به دنیا میاد حسابی سرمون شلوغ میشه .

بهترین اتفاق این دو هفته اخیر اینه که جوجه های بلدرچین  روزی دوتا تخم میزارن کلی محمد فاضل باهاشون کیف میکنه هی میبردشون بیرون توی کوچه ، توی باغچه فشارشون میده آموزششون میده که گاهی دلم براشون میسوزه میگم مادری ،عزیز جان جوجه ها گناه دارن میگه مامان تو نگران نباش من خودم مواظبم وقت تمام آخه چطوری؟؟