هوا خیلی سرد نیست و البته گرم هم نیست اما امان از یک قطره بارون خدایا.....

این روزهایی که گذشت به اندازه آبان ماه که پیش رو داریم سختی و فشردگی کار نشون داده نمیشه چون هیچ تعطیلاتی نداره و ان شاالله باید به کوب درس و کلاس و کار های مدرسه و اداره و خونه رو انجام بدیم .

معلم امسال محمد فاضل خانم جوان و سرزنده ای هست خوبه هم برای من وهم برای محمد فاضل دوست دارم که موفق باشن هر دوتاشون تیم کاری خوبی باشن .

از خبرای این روزا مهمونایی هست که از شمال میخوان برامون بیان و البته مهمترینشون عمه شدن دوباره منه که خداوکیلی خیلی خوشحال کننده بود کلی هر وقت یادم میاد دلم پر از هیجان میشه خداروشکر.

یکی دیگه اینکه دوقلو ها با مامانشون اومدن اداره وهفته تربیت بدنی رو با کاری دستی که توی کانون انجام شده بود خیلی خیلی خوشحالم کردن و دیگه اینکه مامان عذری رفت کنارک یه سفر چند روزه و کلی سوغاتی برامون اوردن که دستشون درد نکنه

توی خونه کلی خانمی به خرج دادم کیک درست کردم و با غذاهای متفاوت به امید اینکه بر آرامش خونمون بیافزاید نیشخند

یه مدتی هست که کلی دلم گرفته دلم میخواد اربعین پیاده برم سمت کربلا اما شوهری که ازم خبر داره میگه تو اگه بری دیوانه میشی از کثیفی و غذا و آلودگی هم من خل میشم هم تو در نتیجه امسالم فکر نکنم بشه بریم .شاید یه مدت مرخصی بدون حقوق بگیرم نمیدونم چیکار کنم دلم برای خونمون تنگ میشه که خیلی نیستم و صبح و ظهرش رو ببینم یا توی خونه نیستم تا نهار با پسریم بخورم و از دیدن هم لذت ببریم و خیلی موارد دیگهسوال آرامش نسبی میخوام برای خودم و زندگیم که مراد حاصل بشه ....



تاريخ : ۱۳٩٥/۸/۱ | ٥:٠٧ ‎ب.ظ | نویسنده : مامان | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.