اولین بار در اداره مامانی
ساعت ٦:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٢   کلمات کلیدی:

الان من کشیکم وتو روبروی من روی مبل نشستی وداری بیسکوییت مادر می خوری و منو هم صدا می کنی مامان به قربونت بره من نمی دونم بابایی کی میاد دنبالت امید وارم وقتی که داری دور و بر و کارای مامانی رو نگاه می کنی کمی هم به فکر بیفتی ومامانی رو شبا کمتر اذیت کنی