پسر دردری
ساعت ۸:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۳   کلمات کلیدی:


عجب پسر بلایی شدی یک مدتی هست حتی آخر شب که داری از فرط بی خوابی به زمین میخوری ولی بازم حاضر نیستی بیای توی خونه دیشب اونقدر من وبابایی خسته بودیم که داشت دیگه همون توی کوچه خوابمون میبرد اما جناب عالی تازه یادت افتاده بود البته برای فرار از رفتن توی خونه که با ماشینت بازی کنی ما هم دیدیم که اینطوری نمیشه اول ماشینو شستیم بعد هم آمدیم توی خونه ولی شما جلوی در اون موقع شب با صدای بلند مامان مامان میکرد ی آخرشم بابای بیچاره از توی خونه اونقدر گربه شد تا شما تحریک شدی بیای تو خونه وما بعد از صرف یک ساعت از وقت خواب به هوس شما بلاخره بیهوش شدیم ونتیجش 16 دقیقه تاخیر من شد