سلام سلام صد تا سلام

پسرم امروز بعد از 6 روز بازی  و مهمونی و کلی گشت و گذار با دلخوری که براش نهار نزارم رفت مهد

از جمله اتفاقای این مدت اینه که محمد فاضل با کمال سربلندی در حالی که لباس نداشت  ( میدونم براش لباس در آوردن جلوی دیگران سخته ) روی تخت حجامت نشست و هیچی نگفت اوندر آقا بود که کل موسسه حجامت قربون صدقش میرفتن ویه هدیه هم از خود دکتر گرفت .

دیگه اینکه کلا دیروز به مهمونی گذشت کلی بازی و شیطنت کودکانه و خاطره های دل انگیز از  باغ فرزین (ا ین باغ خارج از شهره و پر از گل و بوته های رز سفید و قرمز )

به لطف بلبل زبونی محمد فاضل هدیه من برای روز مرد که برای بابایی تدارک دیده بودم لو رفت خیلی ناراحت شدم نمیتونستم جیغ بزنم از دستش یا گردن خودمو بشکنم که چرا جلوش رفتم هدیه خریدن خلاصه اینم از این

دیگه اینکه امروز هوا کاملا بهاری بود برای اینکه به پسرم انرزی بدم بردمش پارک خودم هم بعد از اینکه رسوندمش مهد رفتم پارک بانوان خیلی سرحال شدم .

دیگه دیگه دیگه آهان مامان عذری هم برای روز کارگر به بابایی کیک دادن که سرفرصت عکسای این وقایع رو میذارم

تا بعد .........

/ 4 نظر / 8 بازدید
ذکرا

کسی که حق با اوست ولی سفیهانه عمل می کند ممکن است نور حقش را به جهت عمل سفیهانه اش خاموش سازد . *امام هادی ع*

میم مثل مادر

آخی نازی خدا حفظش کنه شهادت امام هادی علیه السلام تسلیت باد

درنا

ولی عجب پسر شجاعی من خودم شخصا از حجامت می ترسم و تا حالا انجام ندادم. هر جا هستی خوش باشی منم به روزم و منتظرت یاعلی