پایان مدرسه و آغاز جمع سه نفری من وپسرام

مدتی شده که مدرسه محمد فاضل تموم شده وبیشتر کنار همیم، اولش باخودم میگفتم چطور میخوام باهاشون تو خونه سر کنم ولی الان احساس میکنم محمد فاضل یه نعمته که توخونه کمکم بخصوص اینکه اصلا حسودی نمیکنه در نتیجه با وجود گرمای هوا و ماه رمضان خوبه خوش میگذره از جمله کارایی مهم این روزا گرفتن پرونده محمد فاضل و ثبت نام توی مقطع جدید است و دیگه گرفتن عکس در آستانه سه مادگی محمد عارف خداروشکر خدا این دوتا رو بهمون ببخشه،آرامش محمدعارف بر فضای خونه ما یه جورایی برای پذیرش فرزند جدید خیلی کمک کرده شایدم من تجربه رفتار با بچه رو دارم صبور تر شدم نمیدونم...

عدات کردم به کار زیاد تو خونه و کم خواب و جوابگویی به دو بچه که کاملا نیازاشون با هم فرق داره مدیریت خونه و نقشهایی که دارم خیلی سخته گاهی فکر میکنم میشه، میتونم از پسشون بر بیان ولی خدا کمک میکنه

/ 0 نظر / 61 بازدید