تولد نزدیکه ....

این روز ا نمیدونم محمد فاضل چش شده مثل یه بچه کوچولو میوفته از همین صبح روی اعصابم و دم در مهد هممثل بچه های مادر مرده زجه میزنه که با من بیاد مهد نره دیگه کلا دیروز همه روابط مادر فرزندی رو گذاشتم کنار دادم دست بابایی تا برای اولین بار بلطفن ببرن پسرشون رو مهد کلی هم مربی ها از دید بابای محمد فاضل برای اولین بار کیف کرده بودن چشمک و منم یه نفس راحت  شاد بعد از مدت ها رفتم اداره

خلاصه از اونجایی که امسال مامان بزرگ محمد فاضل هم در بین ما نیست وتولد 5 سالگی نانازم یه مقداری متفاوت هست و احساس میکنم  شاید محمد فاضل به یه تغییر و تحول احتیاج داره علی رغم فشار مضاعفی که باید برخودم بیارم ولی سعی دارم یه مقداری این تولد شاد تر باشه و بدلیل محرم این هفته تولدش رو با وسایل و تزئینات کفش دوزک میخوام بگیرم

امیدوارم بهمون خوش بگذره هرچند به دلایلی فکر میکنم از بعضی چیزایی که بر وفق مرادم نیست این طور نشه نمی دونم ......

 

/ 6 نظر / 24 بازدید
پریسا مامان نازنین

ای جوووونم حتما مهدشو دوس نداره یا داره خودشو برای مامانش لوس می کنه منتظر عکسای تولد هستیم

پریسا مامان نازنین

ای جوووونم حتما مهدشو دوس نداره یا داره خودشو برای مامانش لوس می کنه منتظر عکسای تولد هستیم

پریسا مامان نازنین

ای جوووونم حتما مهدشو دوس نداره یا داره خودشو برای مامانش لوس می کنه منتظر عکسای تولد هستیم

محبوبه مامان الینا

تولد محمد فاضل عزیزم پیشاپیش مبارک[قلب] انشاله همه چیز بر وفق مرادت بشه عزیزم[قلب]

مریم مامان سروش

پس تولد محمدفاضل هم در راهه. دقیقاً منم همین حس رو داشتم و چون جمعه قرار تولد داشتیم بچه و بابای بچه شدیداً سرما خورده‌ان![ناراحت]. امیدوارم مراسم شما در کمال صحت و سلامت برگزار شه. مواظب فسقلی باشین تا سرما نخوره. سعی کن با افکار مثبت تنها انرژی مثبت داشته باشی تا مثه من غافلگیر نشی [چشمک]