خبر آمور خبری در راه است

خیلی نسیت که از کربلا آمدیم حداکثر دو روز نمیتونم بگم طلبیده نشدم چون با وضعیتی که من دارم فقط خدا خواست که به این سفر برم .... خدا رو شکر

a1ee4bb4 c47e 4666 a5e4 ca5d54fdce39 عکس های کربلا و ضریح زیبای امام حسین (ع) + تصاویر با کیفیت

تقریبا 22 تیر ماه بود که در یک برنامه غافلگیری خبری که شوهری واقعا از آرزوهاش بود رو بهش دادم واونم اینکه الان یه ماهی شده و برای بار دوم بابا شده اونقدر این خبر شوکه کننده و خوشحال کننده بود که تا این لحظه هر ثانیه ازم تشکر میکنه و دورم میگرده ، قربونش برم .

خیلی با هم صحبت میکردیم و من اصلا تمایلی نداشتم تا دوباره فرزندی داشته باشیم ولی حالا که خدا خواست و واقعا بدون هیچ سختی صاحب اولاد شدیم روزی هزار بار خدارو شکر میکنم اگر چه الان خیلی خیلی خیلی سخت میگذره ،ولی بازم ممنونم خداجون

این خبر چون با یه برنامه خیلی مفصل به اطلاع بابایی رسونده شد محمد فاضل کمی بو برده بود ( البته خودش بعدا گفت ) ولی ما به روش نیاوردیم تا سه ماه تموم بشه ، خلاصه گذشت تا 96/5/31 که باید به خانواده ها هم اطلاع میدادیم واونم با یه برنامه خاص و اونجابود که به محمد فاضل رسمی گفتیم که داداش شده ،کلی خوشحال شده و از اون تاریخ همش هرچی میگیره ، کادو ، پول ، خوراکی حتما برای لوبیا هم  کنار میزاره .

یه وقتایی اونقدر بابایی قربونش میره که هرکی ندونه فکر میکنه الان این بچه جلوش نشسته داره باهاش حرف میزنه و بازی میکنه اونقدر ذوق داره که محمد فاضل هم ذوق کرده دلش خوشه که پسره ولی بابایی میگه دختر خلاصه این وسط ما موندیم و حوضمون

توی خونه و سفر اگه بگید یه استکان جابجا نمیکنم خیلی بابایی و محمد فاضل هوامو دارن البته همکارای خوبم هم توی اداره تاجایی که میتونن هوامو دارن که ازشون تشکر میکنم

خدایا همه چی رو به خودت میسپرمقلب

/ 0 نظر / 28 بازدید