آخر هفته بعد از دوهفته کار

تقریبا این دوهفته بعد از سفرمون نشد به راحتی دستی به خونه برسونم برای همین تصمیم گرفتم علی رقم اینکه بابایی جمعه هم سر کار بود هم به شما و هم به من خوش بگذره بگم که دیشب رفتیم پارک وضمن دوچرخه سواری حرفه ای شما ،شام هم در پارک صرف کردین و همینطور در فضای جدیدی که درست کرده بودن کلی هم آب بازی کردی

صبح هم رفتیم بیرون تا من برای نهار ظهر یه چیزایی بگیرم که تا رفتن و برگشتن به خونه منو کچل کردی با اسکوتر سواری بعدم که مبینا آمد و عمه فداش بشه با هم بازی کردین و به سلامتی بابایی منت نهاد و برای نهار خونه آمد عصر هم بستنی تزیین کردم و جاتون خالی میل کردین والانم رفتی توی حیاط تا به قول خودت کمک بابایی کنی و مثل یه موش آب کشیده آمدی توی اتاق ، بهت میگم اگه سرمابخوری این دفعه آمپول حتمی با پرویی میگی اگه بخوای آمپول بزنی من میدونم وتومتفکر

حرفای خودمو بهم بر میگردونی ههههههههه

/ 6 نظر / 17 بازدید
ahmad

سلام با افتخار لینک شدین

مطهره

چه نی نی نازی لپشو بکش هر وقت دوباره آمد[لبخند] چه بستنی خوشمزه ای[خوشمزه] یه بار دیگه عکسای خوشمزه بزاری من میدونم و تو[بازنده]

آیدا

همیشه خوش و سلامت باشین شما مامان و پسر

مامان سینا

آخه اون بستنیای خوشمزه رو نذار گناه دارن مردم [چشمک]