دیگه آخراشه

همینطوری داره این روزا با استرس و بدون استرس میگذره خیلی خسته ام  امیدوارم که این هفته هم سپری بشه ومنم قاطی باقالی ها دور بزنم نیشخند

محمد فاضلم خوبه کلی داره خوش میگذرونه مامان عذری رفتن خونه جدیدشون ما هم شب افتتاحیه که مصادف با 17 ربیع الاول بود رفتیم خونه نویی کلی خوش گذشت عصر همون روز هم بقیه خانواده آمدن ولی قرار اصلی تولد مامان عذری هست 12 بهمن که کلی برنامه ریزی شده هورا

دیشبم رفتیم تولد تانیا محمد فاضل از صبحش کلی برنامه برای شب گذاشته چی ببرم چیکار کنم و....بهش کلی انرژی مثبت داد( دوست دارم ) تازه کادوی تولد رو هم خودش انتخاب کرده بود

خلاصه بابایی هم کلی برای خونه و ما به خاطر امتحانام فداکاری میکنه که امیدوارم جبران کنم حقیقتا مشکله با بچه وخونه و زندگی و اداره دانشجوی خوبی هم باشی

کلی عکس رو هم تلمبار شده که دارم دق میکنم ولی امیدوارم که بعد از این امتحانا بیام و هم وبلاگای دوستام رو از ته دل ببینم و نظر بذارم که شرمنده نباشم وهم عکسای خاطره برانگیز رو

 

/ 0 نظر / 10 بازدید