سلام به دو بچه

این واژه بچه دوم به حدی برای من سخت بود که کسایی که منو میشناختن الان دو تا شاخ نه نه سه تا شاخ در آوردن که من چطوری راضی شدم خلاصه نگین و نپرسین که گفتنی نیست دیگه...

الان 15 هفته است که آرام آرام خانواده چهار نفری داره شکل میگیره همه راضی من راضی ، محمد فاضل راضی ،بابایی راضی ولی اونی که ناراضیه نی نی ماست چون هنوز کسی به دلیل مشخص نشدن جنسیتش اونو به نام واقعیش صدا نمیزنه بابایی دخرونه ، پسری پسرونه دیگه خدا به دل من کنه با این سه تا میخوام چیکار کنم تا پیش از این این دوتایی جیک تو جیک بودن حالا سه تایی ( بابا و پسر و لوبیا ) سرشون روی شکم من و دائم حرف و حرف که کجا رفتیم چیکار کردیم تو چطوری من چطورم اسمت چیه الان سرت کجاست خلاصه ... سرتون رو به درد نیارم باز هرکی یادش میره به اون یکی میگه امروز از شوپی ( اسم مستعار نی نی ) احوال گرفته باز دیده بوسی و هون برنامه ای که گفتم .دیگه سرتون رو به درد نیارم خونه عین جهنم منم بی حوصله هفته ای یه بار مرتب میکنم غذا هم که به لطف مامان عذری میرسته البته گاهی هم مامان طوبی که خوب از بچه خاله فرشته دیگه به سر نیست .

خوبه خدارو شکر همه چی آزمایشا فقط دیشب آزم یه کم کم کاری تیروئید نشون داد که به لطف فضای مجازی دیونه بازی دکتر برای اینکه دم مرگم رو کمرنگ کرد به نظر یه کاربر که میگه:

بار‏ ‏ها‏ ‏و‏ ‏بارها‏ ‏به‏ ‏این‏ ‏سوال‏ ‏برخوردیم‏ ‏که‏ ‏مادر‏ ‏دیر‏ ‏متوجه‏ ‏کم‏ ‏کار‏ ‏بودن‏ ‏تیروییدش‏ ‏شده‏ ‏
الان‏ ‏بهترین‏ ‏راه‏ ‏مصرف‏ ‏داروها‏ ‏و‏ ‏استرس‏ ‏نداشتن‏ ‏مادر‏ ‏ه
و‏ ‏این‏ ‏نکته‏ ‏رو‏ ‏بدونین‏ ‏که‏ ‏من‏ چندین‏ ‏بار‏ ‏شاهد‏ ‏این‏ ‏مورد‏ ‏یودم‏ ‏که‏ ‏هیچ‏ ‏اتفاقی‏ ‏واسه‏ ‏جنین‏ ‏نیوفتاده‏ ‏چون‏ ‏ساختار‏ ‏بدن‏ ‏جنین‏ ‏و‏ ‏مادر‏ ‏به‏ ‏این‏ ‏شکله‏ ‏که‏ ‏جنین‏ ‏تمام‏ ‏موادی‏ ‏رو‏ ‏که‏ ‏نیاز‏ ‏داره‏ ‏از‏ ‏بدن‏ ‏مادر‏ ‏میگیره‏ ‏بدون‏ ‏اینکه‏ ‏ازش‏ ‏اجازه‏ ‏بگیره‏ ‏و‏ ‏در‏ ‏مورد‏ ‏کم‏ ‏کاری‏ ‏تیرویید‏ ‏هم‏ ‏به‏ ‏همین‏ ‏صورته‏ یعنی‏ ‏اگه‏ ‏مادر‏ ‏کم‏ ‏کار‏ ‏ی‏ ‏تیرویید‏ ‏داشته‏ ‏باشه‏ جنین‏ ‏مقدار‏ ‏مورد‏ ‏نیاز‏ ‏هورمون‏ ‏تیرویید‏ ‏خودشو‏ ‏از‏ ‏خون‏ ‏مادر‏ ‏‏ ‏میگیره‏ ‏و‏ ‏اصلا‏ ‏ضامن‏ ‏نیست‏ ‏که‏ ‏چه‏ ‏اتفاقی‏ ‏واسه‏ ‏مادر‏ ‏میوفته‏ ‏
یعنی‏ ‏اینکه‏ ‏اگه‏ ‏مادر‏ ‏جنین‏ ‏رو‏ ‏فراموش‏ ‏کرد‏ ‏خدا‏ ‏به‏ ‏جنین‏ ‏این‏ ‏اجازه‏ ‏رو‏ ‏داده‏ ‏که‏ ‏از‏ ‏هورمون‏ ‏های‏ ‏مادر‏ ‏استفاده‏ ‏کنه‏ ‏و‏ ‏مادر‏ ‏رو‏ ‏دچار‏ ‏کم‏ ‏کاری‏ ‏بیشتری‏ ‏می‏ ‏کنه

خوب دیگه خیالم راحت شدم الانم اونقدر خوابم میاد که حد و حساب داره ازبس دیشب پدر خانواده برای کارای هیاتش تلقنی ورور کرد که خوابم پرید و تا یر وقت هی از پهلو به اون پهلو میشدم

فعلا تا دیداری و صبحی دیگر بای

/ 0 نظر / 32 بازدید